Paniz_kh1020

Paniz_kh1020

2 هفته پیش
عشقای من
filimo
سرخ پوست
%95
سال ۱۳۴۶، یک زندان قدیمی در تهران به دلیل مجاورت با فرودگاهِ در حال توسعهٔ شهر در حال تخلیه است. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان، به همراه مأمورانش در حال انتقال زندانیان به زندان جدید هستند و قرار است خود سرگرد به همراه افرادش تا عصر از زندان بروند. سرهنگ مدبر که مافوق جاهد است به نزد او در زندان می رود و می گوید که جاهد ترفیع گرفته و قرار است جانشین خود او شود.