غرور و تعصب 27

219
آزاده
آزاده 56 دنبال‌ کننده
219 بازدید
اشتراک گذاری
گزارش تخلف

جین برگشته وهمونطور که دارسی گفته بود تقریبا بینگلی رو فراموشیده.خانم یکی از افسرا لیدیا رو دعوت کرده.هر چی لیز به باباش میگه این دختر سر به هواس نذار بره خطر داره بابا بنت میگه بیخیل بذار بره اونجا میفهمه هیچکس نیست ادم میشه!!!.خالشون از لیز دعوت میکنه باهاشون بره لندن اونم میقبوله.بعد از اینکه صحت حرفای دارسی تاحدودی برا لیز روشن میشه دیگه با جین اونطوری صمیمی نیست و نمیگه دارسی رو دیده و...

۶ سال پیش
#
آزاده
آزاده 56 دنبال کننده
کتایون

کتایون

6 سال پیش
پشت کار یعنی همین ایول ایول منتظرم ...
آزاده
آزاده قربونت برم .
کتایون

کتایون

6 سال پیش
عزیزم کی تموم می شه ؟
آزاده
آزاده باورت نمیشه 59%ریخته بود دی سی شدم!!!! نزدیک بود گریه ام بگیره.2باره دارم میریزم.
کتایون

کتایون

6 سال پیش
پس چرا بقیشو نمی ذاری؟
آزاده
آزاده همین الان دارم میذارم بدبختی کند میریزه تاز 7%ریخته.