1 دنبال‌ کننده
3.1 هزار بازدید ویدیو

داستان های یزد : کویر

120 بازدید ۳ هفته پیش

گفت: ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم ایستادم، نگاه کردم. انتهایش معلوم نبود. از معدود مکان هایی که زیبایی اش رو به زوال نیست. آن قدر بکر است که نمی شود کاری به کارش داشت. انگار امید از دوردست ها باز می آید. بی درنگ دراز کشید، پاهایش را سُر داد زیر شن ها، آفتابگیرش را تا روی چشم ها کشید و انگار از حال جدا شد. زیرلب گفت: روزهای اینجا کم از شب هایش ندارد. مهسا رشتی پور Video: @travelshots.ir

دیگر ویدیوها

داستان های یزد : کویر

120 بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد : حمام

353 بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد : شولی

57 بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد : نخل برداری

116 بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد : سینه زنی

1.7 هزار بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد : سفال

90 بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد مسجد جامع

94 بازدید ۳ هفته پیش

داستان های یزد : ادیان

107 بازدید ۱ ماه پیش

داستان های یزد : بازار

63 بازدید ۱ ماه پیش

داستان های یزد :راوی ها

99 بازدید ۱ ماه پیش
نمایش بیشتر